يک ماهی می شود که ننوشته ام اين رابگذاريد به حساب احوالم که گاهی خوب است و گاهی هم اصلاْ حالی نيست که خوب باشد يا بد...

/ 8 نظر / 13 بازدید
یاس

سلامممممممممممم: خیلی وقت بود نرسیده بودم بیام اینجا...خیلی دلم تنگ شده بود چند بار اومده بودم ولی نرسیده بودم کامنت بزارم....می رم متنای قبلیت رو بخونم....زود آپ کن!!!...چشمک.... سبزو شاد باشی...فعلا! (ببخشید اینقدر دیر اومدم...خییییییییییلیییی ببخشید.... )

گامبا

سلام مهربان . من که نه نوشته ديدم نه عکس غير فعالم که بود . شرمنده ام که دير به شما سرزدم . موفق باشب . راستی عکی بچه هام رو گذاشتم دوست داشتی بيا ببين

ژاله

خوشم مياد همه از تنهائی مينالند. ولی من يکی که مطمئنا از همه شما ها تنهاترم اصلا بدم نمياد از اين تنهائی

امير

سلام از حضورتون در وبلاگم خيلی خيلی ممنونم من به روزم منتظر حضورتون هستم موفق باشی

مهدی

دوست داشتم بیای نبودی..منم نبودم..تازه اومدم.....می گم چرا نمی نویسی.من هنوزم اون نوشته تو رو که می گه بدون تعارف دلم برایت تنگ است رو. می خونم و...بازم بنویس..من میام

دريانورد

هنوز هم که اندر خم يم کوچه هستی! بلاحره نميخوای بنويسی؟!