بی هیچ بهانه ای..

گاهى بى هیچ بهانه ای کسى را دوست دارى ...
اما...
گاهى با هزار دلیل هم نمیتوانى یکى را دوست داشته باشى ...

/ 7 نظر / 42 بازدید
من

و گاهی نمی توانی ...گاهی نمی توانی..الی

اگر عشق هزاران چهره دارد ..

بهنام

چقد نوشته هات و دوست دارم

خنده تلخ

چقدر معصومانه نوشتی بی هیچ بهانه ای ولی واقعا بعضیها چرا اینقدر بهانه میگیرن؟ مثلا کلاس تو به کلاس من نمیخوره. با کلاس بودن یعنی...... آهان فهمیدم .دیگه الان شما خیلی با کلاس شدی

امروز باورم شد که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را! از من که گذشت… اما… هرجا که هستی “خسته نباشی”!

محمد

به خانه ام بیا ، خانه من که پنجره هایش رو به خورشید باز می شوند،خانه ای که برایت چله چله تابستانی ست. به خانه ام بیا این خانه در انتظار تو ایستاده و چشم گسترانیده به جاده هایی که تورا با خود می آورند. به خانه ام بیا ، این را نه زبانم ، که دلم می گوید ، دلم که دو رکعت به خودش نزدیک تراست و با وضوی تو نماز را تنهایی به جماعت می خواند. به خانه ام بیا و مهربانی را با خودت بیاور و تقسیم کن بین آدم هایی که پنجره های دلشان تنها به سمت صدای پای تو باز می شود. تو می آیی ، این را دلم می گوید که تنها به یاد تو می تپد و برای تو تنگ می شود و زمانی می شکند که اطمینان داشته باشد که می ریزد زیر پای تو ، زیر پای تو که آمدنی شیرین داری و " خسروانی " هایت را تنها در گوش این خانه زمزمه می کنی. مهمان بزرگ من ! چهارستون این خانه در استقبال تو به سماعی ابدی دچار است ، مهمانی رسم قشنگی ست و من جانم جوان می شود ، جوانه می زند و می رود تا خود خورشید... عزیز من! " کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست"