نمی دونم

نمی دونم ...اولین حرفی که همیشه به زبونم می یاد.اینه ...چرا؟

شاید چون هیچ وقت ادعائی واسه دونستن ندارم

واقعاً احساس می کنم  هیچی نمی دونم

نه از خوم،نه از  آدما، ونه مسائل مختلف

واسه همینه که شاید میگم بهتره هیچ وقت اظهار نظر نکنم.

آی خدایا...خدا.....یا

چقد سرگردون که نه ولی چه بگم....چقد آرومم

چه حالی ....انگار درونم مثل یه دریاست...دریایی که آرومه آرومه .....

بی هیچ تلاطمی اینجا خونه منه

اوم اوم ...چی بگم

پریروز نبی مسافرتش تموم شد .!!

اونم تو سن 23،24 سالگی .تو یه لحظه،

فقط یه لحظه کوتاه آره یه لحظه کوتاه

زندگی همینه دوست من!

با امواجش بالا و پایین برو ولی غرقش نشو، درگیرش نشو...

فقط از صعود و فرود اومدنای همیشگیش  لذت ببر ولی هیچ وقت جدی نگیرش ..

نمی دونم ...

/ 6 نظر / 17 بازدید
دریانورد

سلام نوسته بودی: خیلی وقته روزا برام قشنگن امیدوارم همیشه قشنگ بمونن!

دریا

[گل] سلام منم نمی دونم خیلی وقتا سردرگم میشم حتی تشخیص صحیح و ناصحیح ...خوب و بد سخت میشه اما میدونم باید میومدم.دوباره اومدم. دلم براتون تنگ شده بود

گامبا

بیا تولد[گریه]