دلتنگيه بی بهانه!!!

 

دلتنگتم ، اين جمله امروز چقدر خالي ست ! روزي اين جمله تمام حال مرا بازگو مي كرد .واژه واژهاش بوي تنهايي مرا تمام و كمال مي پراكند . امروز اما ، دل تنگ بودن معنايي ندارد ! حس امروز من دلتنگي نيست. انسان براي آنچه كه اكنون ندارد، اما ديروز داشته است و فردا شايد داشته باشد دل تنگ مي شود . من امروز تو را ندارم ، درست ! اما ديروز و ديروز و صدها ديروز ديگر همنداشته ام و براي داشتنت هيچ فردايي متصور نيست ! داشتنت خاطره ايست نازنین....!! به من حق بده كه دلتنگ نباشم  . من اصلا هيچ نيستم ! هيچ ندارم ! احساسم تكه تكه شده و تصاوير معوج اين آينه تكه تكه به هيچ چيز شباهت ندارد . می دانی ما به يك گم شدن نياز داشتيم ، بدون فكر كردن ! در لا به لايبرفهاي تقدير كه بر سرمان مي باريد . ما بايد به هم فرصت حرف زدن مي داديم .بايد شجاعت شنيدن را حفظ مي كرديم ،چنان كه شجاعت گفتن را ! اماما چه كرديم ؟! از هم فرار كرديم ! يا به عبارت بهتر از خودمان گريختيم ! منطق دودوتا چهارتاي مان را به كار گرفتيم و دل بيچاره تعطيل شد !! خواستيم متهمي پيدا كنيم .زمين و آسمان در پيش چشمان ما به شكل «مظنونيني هميشگي» درآمدند كه دستهاشان ، خائنانه ، دستمان را از هم جدا کرده بود .بعد هم وقتي ديديم دستمان به جايي بند نيست ، بند كرديم به خودمان .  دوست  ! تمام قصه همين بود ! ما خيلي به هم بدهكاريم . ما به خودمان هم خيلي بدهكاريم ! هزار بهانه جور كرديم تاديگر بهانه هم نباشيم ! غافل از اينكه گريه هاي بي بهانه ،بر خاك مي ريزند و گريه هاي بهانه دار بر شانه ! و اين تفاوت زمين است و آسمان !! آرزوي ديروز فراموش ناشدني ! تو ديگر آرزوي من نيستي !! هيچگاه دلمپايش را از گليم خودش درازتر نكرده است ! آرزوي محال داشتن مثل اميد بستن به سراب است كه تنها عطش را مي افزايد ....                             <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگه تو بهانه بودي … اما ما نخواستيم هم ترانه بمانيم ، ما بهانه مان را گم كرديم و پشت سد غرور، آخرين حرفها  را هم از يكديگر دريغ كرديم !خب دوست  منطقي ! اين همه دليل براي نداشتنت بس نيست ؟

/ 8 نظر / 6 بازدید
مهدی

سلام رفيق ...خيلی با اين نوشتت ارتباط برقرار کردم.

دوست

سلام سلام دوست جونم

رضا

سلام ..وای چه وب زيبايی دارين چه نوشته های توپی .خوشحال ميشم افتخار بديد