درست و غلط

اونچه می نویسم فریاد روح درهم شکستمه، این وبنوشته ها رو به خاطر فاصله ای که با زندگی که چه عرض کنم باخودم و دنیا گرفتم می نویسم این حرفا شیون همیشگیمه ، حالام می خوام با تایپ این چند سطر احساس سبکی کنم ، مثله کبوترای سفید حرم ...

پس جز خدا تو هم گوش کن تویی که این نوشته ها رو مرور میکنی راستش به گذشته ای که رفته ، به حالی که درگذره ، وبه آینده و معنای مبهمی که داره فکر میکنم ودر خیال به تک تک این کوچه ها قدم میذارم  اما دریغ  دریغ که در هیچ یک از اونها نشانی ازخودم نمی بینم ...نه در اون گذشته ای که توش اون همه سنت بود ونه توی اون  آینده ای که نو وتازه است و نه حالی که بین نو وکهنه یه پله

دغدغه زندگیم همیشه عاشق بودنه ، عشق ورزیدنه ، ولی صد افسوس که تواین وادی جاش وچیزای دیگه ای گرفته .

 راستش با دین و دنیا و اعتقاداتم دست به گریبانم طوری که دیگه یه جورایی  نمی دونم چی غلطه و چی درست ... می خوام راجع به همه چی بگم راجع به همه چیزایی که رو دلم سنگینی میکنه می خوام راهم پیدا کنم وگمراه نشم. اگرم  راهی که دارم  میرم درست محکمتر گام بردارم. نمی دونم به کجا داریم می رسیم شاید من اشتباه می کنم وقتی بعضیها رو می بینم که جا خالییای زندگیشون با چه چیزایی پر میکنن اونم اینقد راحت... وبعد آدم ومتهم می کنن به عقب بودن از دنیا ، زندگی و اینکه داری همه لحظات و میبازی به خاطر یه سری افکار پوسیده . دلم می گیره

نه اشتباه نکنین دچار شک نشدم حتی یه لحضه هم تردید نکردم که درسته ، چون به این واقفم  اونایی که  هر جور جسارتی می کنن و واسه اثبات ادعاشون این و  یک نیاز طبیعی میدونن !خودشونم می دونن که  چقد جای خالی  توی زندگیشون دارن جاخالیایی که بانقطه چین ویه علامت سئوال بزرگ  پرش کردن

اینام رو هم واسه این نوشتم  که شمام  بدونید، بدونید و بگید .....

  

/ 7 نظر / 7 بازدید
مهسا

سلام دوست عزيز ...بهت تبريک ميگم و خوشحالم که خيلی در راه عرفان پيشرفت کردی اینایی که میگی همشون نشانهء پیشرفت خیلی زیادته .. یک استاد معنوی به یکی از شاگردانش که همین حرفهای تو را با گریه می گفت : گفت تا وقتی مناظر اطرافی که از توی اتومبیلت میبینی برایت آشنا هستند به این معنی است که زیاد از خانه دور نشده ای!!! وقتی که به اطرافت نگاه کنی و بگویی خدایا اینجا دیگر کجاست که من آمده ام؟؟!!! همان موقع است که به راستی راه زیادی پیموده ای !!! باید خوشحال باشی و خدا رو شکر کنی که به تو انرژی و شهامت طی طریق رو داده ...موفق باشی ...

هستی

سلام غريبه با احساس روح لطيف و زيبايی داری اميدوارم در راه کمال هميشه پا بر جا باشی بازم به من سر بزن منتظرتم

hasty

سلام غريبه دلتنگ من چرا اينقدر اشفته و پر يشونی؟

asal

سلام دوست عزيز ممنون از اين که بهم سر زدين خيلی قشنگ بود موفق باشی

mehdi

تو اين سن همه همين مشکل رو دارن.همه آششفتن و نميدونن به کجا ميرن.بايدمبارزه کرد و محکم جلو رفت

شهاب

سلام...اول اينکه من به سهم و قسمت اونطوری که تو ميگی عتقد نيستم...شايد چيزی قسمتت باشه،به شرطی که برای رسيدن بهش تلاش کنی..در اين صورت اگه به خاطر کم کاری خودت بهش نرسی نميشه گفت قسمتت نبوده....دوم اينکه اگه بخواهيم فقط به چيزی که ميگن قسمت ماست برسيم،پس چرا تو قرآن داريم که ادعونی استجب لکم...يا مثلا الدعا يردالقضی...اينطور که تو ميگی همه بايد برن بشينن يه گوشه ای تا قسمتشون بياد سراقشون...پس زندگی يعنی چی؟

jaafar

سلام خسته نباشی واقعا حرفات از ته دل است حرفايی که خودم هم همیشه می خواستم بگم ولی نمی تونستم و ته دلم سنگینی می کرد من اتفاقی با وب لاگ شما آشنا شدم و حتی نمی دونم کی هستید ولی از این به بعد حتما به وبلاگتون سر می زنم