37 سال گذشت.

37 سالی که مثل یه خواب گذشت.یکسال اخیر حس می کنم نیستم،انگار وجود ندارم.

یه اتفاقی تو وجودم افتاد....یه چیزی که انگار درونم خالی شد. همه چی ریخت.

همه چیزهایی که سالها بخاطرش جنگیده بودم و ساخته بودم.و تهی شدم ...تهی تهی،

نه اصلا دیگه منی وجود نداره که بخواد تهی بشه..

حتی دلبستگیامم رفت.عمیق ترین نیازهام.مجید...بخشیدمش به خدا

و حالا من موندم یک فضای خالی..من موندم بدون هیچ شرطی شدگیه.

شدم یه ناظر حیرون...یه کسی که جهان ازش در حال عبوره.یه فرکانس.

یه موج نزدیک به خدا...

/ 0 نظر / 11 بازدید